تبليغاتX
*جمع کهن هواداران کره جنوبی در ایران* - خلاصه ي قسمت اول سريال ملكه ي برفي

*جمع کهن هواداران کره جنوبی در ایران*
وبسايت موزيك ويديوها و آهنگهاي خوانندگان كره اي و بهترينهاي بازيگران و سينماي كره جنوبي

  


Happy new year 2010 - From korea fans website - سال 2010 رو به شما دوستداران کره ی جنوبی و بازدیدکنندگا تبریک میگوییم - وبسایت هواداران کره ی جنوبی در ایران 


تذكر : كپي برداري فقط با ذكر منبع

wWw.Korea-FanClub.IR


مشاهده ی آنلاین شبکه های کره ای Arirang

*تولد بازیگران کره ای به روز شد جمعه 13 شهريور* 


برای تبادل بنر ابتدا بنر ما را قرار داده سپس به ما اطلاع دهید. برای دریافت کد کلیک کنید  

 
حتما کلیک کنید


..::گفتگوی صمیمانه جمع دوستداران کره ی جنوبی::..

 

برای ورود به صفحه ی اصلی گفتگو کلیک کنید


*دانیال مدیر سایت*

       

 

اول يه معرفي  از دو بازيگر نقش اصلي سريال كه همتون مي شناسيدشون:

هيون بين در نقش هان تي وون:

نام : 현빈 / Hyun Bin Hyeon Bin
نام اصلي : 김태평 / Kim Tae PyungGim Tae Pyeong
حرفه : بازيگر و مدل 
تاريخ تولد : 25 سپتامپر 1982
محل تولد : سئول
قد : 184 سانتيمتر
وزن : 74 كيلو
گروه خون: B
خانواده : يك برادر بزرگتر
هيون بين در دانشگاه جون گانگ تحصيل كرده سرگرميش شنا بازي بسكتبال و تماشاي مسابقات مختلف ورزشي هستش.


سريال ها

Friend, The Untold Story-2009


The World That They Live In-KBS2, 2008


The Snow Queen  -KBS2, 2006

My Name is Kim Sam-Soon -MBC, 2005

Ireland- MBC, 2004


Nonstop 4 -MBC, 2003


Bodyguard -KBS2, 2003


فيلم ها


I'm very Happy -2008


A Millionaire's First Love -2006

 
Daddy Long Legs -2005

Spin Kick  -2002


جوايز

جايزه محبوبيت براي سريال ملكه برفي در جشنواره سال 2006 كا بي اس
جايزه نتيزن براي سريال ملكه برفي در جشنواره اسل 2006 كا بي اس
جايزه بهترين زوج بازيگري با خانم سونگ سوري در سريال ملكه برفي در جشنواره سال 2006 كا بي اس
جايزه محبوبترين چهره در جشنواره بكسانگ 2006
جايزه ويژه براي سريال عشق من سام سون در جشنواره ام بي سي 2005
جايزه محبوبترين چهره در سرياله اي سال بخاطر عشق من سام سون از جشنواره ام بي سي 2005
جايزه بهترين زوج با كيم سون اه در جشنواره ام بي سي 2005
جايزه محبوبيت براي سريال ايرلند از جشنواره سال 2004 ام بي سي
جايزه ويژهبازيگري و هنر مديريت بازي از جشنواره سال 2004 ام بي سي

و سونگ يوري در نقش كيم بورا:

نام : 성유리 / Sung Yu Ri Seong Yu Ri
نام مشهور : Shil Shilee / Tokki
حرفه : بازيگر و خواننده 
تاريخ تولد : 3 مارس 1981
محل تولد : توبينجن, بادن وورتمبرگ , آلمان غربي
قد : 168 سانتيمتر 
وزن : 45 كيلو
گروه خون : B
خانواده : يك برادر بزرگتر  / مذهب : مسيحي

يوري در مدرسه ابتدايي و متوسطه ميونگ درس خونده بعدش در دبيرستان كوانگ نام و دانشگاه كيونگ هي و دانشگاه موسيقي پست مدرن به تحصيلاتش ادامه داده. 
سرگرميش گوش دادن به موسيقي هستش  در پيانو زدن مشهوره كه در سريال يك روز خوب اين هنر رو نشون داده
 در گروه خواننده فين كا ال آهنگ هم ميخونه اولين حضورش در صحنه در سال 1998 و در آهنگ باران آبي در گروه فين كا ال بود

سريال ها 
The Land of Professionals -SBS, 2009


Hong Gil Dong-KBS2, 200۸


The Snow Queen-KBS2, 2006


One Fine Day-MBC, 2006

Prince's First Love-MBC, 2004


Thousand Years of Love-SBS, 2003


My Platoon Leader -MBC, 2002


Bad Girls -SBS, 2002


فيلم ها


How To Keep My Love-2004

جوایز:

جايزه محبوبيت چهل و چهارمين دوره جشنواره بكسانگ در سال 2008
جايزه محبوبيت از جشنواره كا بي اس 2006
جايزه بهترين زوج بازيگري با هيون بين ( ملكه برفي) در جشنواره كا بي اس 2006
جايزه نتيزن در جشنواره اس بي اس 2003
جايزه بهترين بازيگر در يك درام ويژه   اس بي اس 2003
جايزه ستاره جديد از جشنواره اس بي اس 2002
جايزه بهترين بازيگر جديد در تكنيك هاي مختلف بازي از جشنواره ام بي سي 2002


داستان از اون جا شروع ميشه كه هان تي وون ( هيون بين ) كه از خانواده ي فقيري هم هست و با مادر فقيرش زندگي مي كنه به دليل هوش سرشار و تبهر فوق العاده زيادي كه در رياضي داره به دبيرستان معروف گوك هاگ كه جاي دانش آموزاي نابغست راه پيدا مي كنه:

در اون دبيرستان پسر نابغه ديگه اي هم به نام كيم جونگ گو هست كه خيلي مغروره و فكر مي كنه كه خودش بهترينه.

روز اول تو حل يه مسئله ي تابع هان تي وونگ حسابي كولاك مي كنه و حال اين يارو جونگ گو گرفته ميشه و از حسودي منفجر ميشه .

خلاصه معلم هم حسابي از هان تي وونگ خوشش مياد و همش اونو مي بره پاي تخته , همينطور هم چيزاي ديگه كه باعث ميشه هي حسادت جونگ گو بيشتر بشه و تي وونگ درگير يه جنگ ناخواسته ميشه.

يه روز معلم از تي وونگ مي خواد كه يه مقاله درباره ي نظريه ي اعداد صحيح بنويسه و جونگ گو هم از حسادت مي تركه كه چرا به اون نگفته:

در همين روزا تي وونگ تو كتابخونه  يه دختر بچه ي خيلي خيلي مغرورو پول دارو مي بينه كه فكر مي كنه با پول ميشه هر چيزيو بدست آورد اون دختر بچه دنبال كتابي به نام ملكه ي برفي مي گشت :

يه روز كه چند تا دختر دارن از اين دختر بچه زورگيري مي كنن تي وونگ ميره كمكش و اين شروع آشناييشون ميشه:

دختر بچه هه  حالا هيچ پولي نداره كه برگرده خونه , تي وونگ بهش پول ميده كه بتونه بگرده دختر بچه هه هم به جاش  يه پيجر به تي وونگ ميده:

جونگ گو تو يه كتاب نظريه ي عدد صحيح تي وونگو پيدا مي كنه , به معلم نشون ميده و ميگه كه اون از اين كتاب كپي برداري كرده در صورتي كه تي وونگ اصلا يه همچين كاريو نكرده بود و خودش مقاله رو نوشته بود اما به هر حال هيچ كس حرفشو باور نمي كنه و حسابي توبيخ ميشه گوگولي مگولي.

مادر تي وونگم حرف معلمو باور مي كنه و با پسرش قهر مي كنه جونگ گو هم كلي به تي وونگ توهين مي كنه و حتي به مادرشم توهين مي كنه.

دختر بچه تي وونگو پيج مي كنه چون مي خواد بره لاپلند و يكيو مي خوان كه بياد ضمانتشو بكنه , برا همين از  تي وونگ مي خواد كه اينكارو براش بكنه . لاپلند سرزمين مورد علاقه ي اون دختر بچه است كه در كتاب ملكه ي برفي به عنوان يك سرزمين رويايي و بدون غم ازش ياد شده كه در فنلاند قرار داره.

به هر حال نمي تونه بره لاپلند و به جاش با تي وونگ ميرن شهر بازي و خوش مي گذرونن.

در همين موقع يكي از دانش آموزاي دختر دبيرستان كه خيلي هم دختر خوبيه متوجه ميشه كه تي وونگ كپي برداري نكرده چون اسم تي وونگ توي ليست كساني كه از كتابخونه كتاب قرض گرفتن نيستش و در ضمن مقاله ي تي وونگ يك تفاوت كوچيكي با اون كتاب داره  , ميره به جونگ گو ميگه  , جونگ گو هم مي فهمه كه اشتباه كرده .

مادر تي وونگ يه رستوران خيابوني داره كه تي وونگم بهش كمك مي كنه , جونگ گو دنبال تي وونگ ميره تا رستوران و ميشينه به رشته خوردن در همين موقع چند نفر از طلبكاراي مادر تي وونگ  ميريزن رستورانو به هم مي ريزن , جونگ گو هم با تي وونگ  كتك مي خوره و بعدشم به تي وونگ كمك مي كنه تا رستورانو مرتب كن.

تي وونگ ميگه به خاطر كمكت ممنونم و جون گو هم ميگه متاسفم كه بهت تهمت زدم و خلاصه با هم دوست ميشن.

از اون لحظه با هم ديگه دوستاي جون جوني ميشن و حسابي با هم خوش مي گذروننو و قربون هم ميرن جونگ گو هم به تي وونگ ميگه كه يه دختر خوب مي شناسم مي خوام بهت معرفيش كنم:

 

به زودي قراره كه المپياد بين المللي رياضي در كشور كره برگزار بشه معلم هم از اين دو تا رفيق فابا مي خواد كه خودشونو آماده كنند

اونام شروع مي كنن به تمرين:

 

المپياد برگزار ميشه همه فكر مي كنن جونگ گو برنده ميشه حتي خود جونگ گو هم فكر مي كنه كه صد در صد اون برنده ميشه با اينكه به هم قول ميدن كه هر كي برنده شد تاثيري روي دوستيشون نداشته باشه اما جونگ گو دوست داره برنده بشه چون پدرشم خيلي بهش فشار مياره:

همه انتظار دارن كه جونگ گو برنده بشه حتي خبرنگارا و همه منتظر اعلام پيروزي جونگ گو هستن.

تي وونگ ميره دنبال كتاب ملكه ي برفي و پيداش مي كنه بعد هم دختر بچه رو پيج مي كنه و بهش ميگه كه شنبه ساعت 2 بياد جلوي همون شهر بازي اي كه رفته بودن.

فرداي اون روز نتيجه ها اعلام ميشه درست برعكس اون چيزي كه پيش بيني ميشد , يعني تي وونگ برنده ميشه:

 

جونگ گو هم تصميم ميگيره كه ديگه از اون دبيرستان بره هر چي تي وونگ بهش اصرار مي كنه و بهش مي گه كه تو برام مهم تر از مقام اول هستي  و ما دوستيم. اما جون گو ميگه كه ما ديگه دوست نيستيم:

بعدشم ميذاره ميره اما كي مي دونست اين آخرين ديدار اون دو دوست با هم بود

 هان تي وونگ تسليم نميشه و ميره يه دستكش بوكس برا جونگ گو مي خره تا بازم باهاش دوست بشه آخه جونگ گو علاقه ي خيلي خاصي به بوكس داره.

همه جونگ گو رو به چشم يه بازنده نيگاه مي كنن و تحقيرش مي كنن جونگ هم كه حرفاي پدرش و تحقيراي ديگرانو يادش مياد خودكشي مي كنه .

تي وونگ مي فهمه خودكشي كرده  جونگ گو هم يه نامه قبل مرگش براي تي وونگ نوشته بوده و تو نامه بهش ميگه كه چيزايي كه چند روز قبل بهت گفتم همه دروغ بود بهت حسوديم ميشد و  از دستت عصباني بودم اما اينكه گفتم تو دوستم نيستي دروغ بود چون ناراحت بودم اون حرفارو بهت زدم و بهت تبريك ميگم كه نفر اول شدي , برات بهترين آرزو هارو مي كنم , معذرت مي خوام تي وونگ.

تي وونگم كلي گريه مي كنه و و اصلا قرارشو هم با اون دختر بچه هه يادش ميره , دختر بچه هم كه بيماري اي داره و قراره جراحي بشه از بيمارستان مياد بيرون و تو محل قرار منتظر ميشه اما ميبينه كه خبري از تي وونگ نشده:

8 سال از اون ماجرا مي گذره : تي وونگ ديگه از اون دختر بچه كه حتي وقت نشد اسمشو هم بپرسه  خبري نداره , تو اين 8 سال حسابي به خاطر مرگ دوستش افسردگي گرفته بوده و تصميم ميگيره كه درسو هم ول كنه از بورسيش استفاده نكنه همچنين ميره دنبال ورزش بوكس كه جونگ گو بهش علاقه داشت , حتي اسمشم عوض مي كنه و اسم بوكسور مورد علاقه ي تي وونگو مي ذاره رو خودش , مادرشم به خاطر ول كردن درس  اونو طردش مي كنه و تي وونگ هم بدون هيچ مخالفتي به كلي مادرشو ول مي كنه و مي ذاره ميره توي يك باشگاه بوكس كار مي كنه.

تي وونگ تو اين 8 سال توي اون باشگاه بوكس دوستاي زيادي پيدا كرده ,  وقتي كه به ملاقات يكي از دوستاش توي بيمارستان ميره دختريو ميبينه كه مي خواد خودكشي كنه كه اين دختر بورا نام داره و همون سونگ يوري خوشگل خودمونi ...........:

خب اميدوارم خوشتون اومده باشه , بقيه در قسمت بعدي..................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 16:0  توسط آریا معاون  |